تبلیغات
پس از باران - گریه حضرت داوود (ع)
 

پس از باران

من و این فاصله ها همدردیم..  

 

 

***
باغ کوچکیست
سبز
از بهار شعر

***


مدیر وبلاگ: سینا

:: شوخی روزه دار با همسر خود!
:: داستان اختلاس به زبان ساده
:: ترور دردناک برهان الدین ربانی
:: آیا ادیسون و امثال او بهشتی میشوند؟
:: غنیمت شمردن فرصت ها از نظر امام خمینی(ره)
:: من خدای عشق وپرستشم
:: اساتید،از تحجرگرایی نترسید!
:: پیام نوروزی رهبرمعظم انقلاب
:: بررسی اجمالی روایات نوروزی
:: عاقبت بی عفتی از نگاه پیامبر(ص)
:: گزارشی از"کتاب سبز معمرقذافی"!
:: ارتداد و دلایل آن
:: موج فرار در مصر
:: صفحه من
:: حقانیت شیعه،چرا؟
:: سخنانی گهربار ازحضرت محمد(ص)
:: سخنان امام علی (ع)
:: سخنانی گهر بار از امام حسن مجتبی(ع)
:: سخنان گهربار امام حسین(ع)
:: سخنان گهرباری ازامام سجاد(ع)
:: سخنانی گهر بار ازامام محمد باقر(ع)
:: امام جعفر صادق (ع)
:: امام موسی كاظم(ع)
:: سخنان گهر بار امام رضا(ع)
:: سخنان گهرباری از امام جواد(ع)
:: احادیثی گهربار در مورد امام زمان(ع)
:: قصه مشک پاره
:: گفتار امام:روحانیون!خودتان رابازی ندهید!
:: 40نكته از عرفان ناب
:: خاطراتی از جنگ
:: شفایم را دادند
:: گل عفاف
:: سواحل تركیه،خطرناك برای ایرانیان
:: هشت پا...
:: اگر پرنده ای را بیازاری،طبیعت متغیر میشود...
:: امام خمینی(قدسره)وهمسرش
:: هفت کار مهم امام حسن عسکری(ع)
:: گوهر وجود یك شهید:شهید غلامرضا خاكسار
:: خاطراتی درس اموز از زندگی رهبر معظم انقلاب
:: اوقات فراغت رزمدگان به روایت تصویر
:: چهار شنبه كوری یا چهار شنبه سوری؟
:: ساده اما فریبنده!
:: گریه حضرت داوود (ع)
:: علامه جعفری وزیباترین دختر دنیا
:: زندگی نامه حضرت معصومه(س)
:: تفسیر سوره حمد
:: دعای توسل
:: اقای میر حسین موسوی،چرا؟
:: چرا احمدی نژاد؟
:: زندگی نامه ایت الله بهجت

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ال یس

لوگو لوگو

Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی


www.shereno.com *** شما کجایید؟ *** اخبار روز از سایت خبری تابناک
p align="center">جادوی کلمات

رتبه سنج
 


 

پیامبری که حضرت داود را به گریه انداخت

وحی

 

حضرت داود علیه‌السلام هنگامی که «زبور» را تلاوت می‌کرد، کوه‌ها و سنگ‌ها و پرندگان، پاسخ وی را می‌دادند.

روزی آن حضرت به کوهی رسید که پیامبر عابدی به نام حزقیل علیه‌السلام در آنجا بود، چون آوای کوه‌ها و آواز درندگان و پرندگان را شنید، دانست که وی داود علیه‌السلام است.

حضرت داود علیه‌السلام به او گفت: «ای حزقیل اجازه می‌دهی که به نزد تو بالا بیایم؟» حزقیل علیه‌السلام گفت: نه! با شنیدن پاسخ منفى، حضرت داود علیه‌السلام ناراحت شد و گریست.

خدای متعال به حزقیل علیه‌السلام وحی کرد که داود علیه‌السلام را سرزنش نکن و از من عافیت بخواه؛ گویند حزقیل دست داود علیه‌السلام را گرفت و وی را به جانب خود بالا برد.

حضرت داود به حزقیل علیه‌السلام گفت: «ای حزقیل آیا هیچ گاه قصد گناه کرده‌اى؟»

حزقیل علیه‌السلام گفت: نه.

داود علیه‌السلام گفت: «آیا از این عبادتِ خداوند تو را عُجبی رسیده است؟»

حزقیل گفت: نه.

داود گفت: «آیا دل به دنیا داده‌ای و شهوات و لذّات دنیا را دوست داشته‌اى؟»

حزقیل گفت: «آرى، گاهی بر دلم راه یافته است!»

داود علیه‌السلام گفت: «وقتی چنین حالتی پیدا می‌شود چه می‌کنى؟»

حزقیل علیه‌السلام گفت: «من به این درّه می‌روم و از آنچه در آن است عبرت می‌گیرم».

حضرت داود علیه‌السلام به آن درّه رفت و به ناگاه تختی از آهن دید که جمجمه و استخوانهای پوسیده‌ای بر آن و لوح آهنینی نیز آنجا بود که نوشته‌ای داشت، داود علیه‌السلام آن را خواند، و دید که بر آن نوشته شده است:

«من، اَرْوَیِ بْنِ سَلَمْ هستم که هزار سال پادشاهی کردم و هزار شهر ساختم [و بسیار فساد کردم]، آخر کارم این شد که: خاک بسترم و سنگ بالِشم و کرم‌ها و مارها همسایگانم هستند! پس هر که مرا بنگرد، به دنیا فریفته نشود».1

 

دین و اندیشه - حسین عسگری

مطالب پیشین
 


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://frh.mihanblog.com
Design By : wWw.Theme-Designer.Com