تبلیغات
خوشه ای بهار - خاطراتی از جنگ

خوشه ای بهار

روز موعود آن چنان هم دور نیست...

1.با یك موتور گازی آمد جلوی در مسجد، وقتی سلام كرد،پاسخش را با بی اعتنایی دادم.خواست موتورش را همان جا بگذارد،به او گفتم: عمو جان ، اینجا نمی شود و او موتور را چند قدم آنطرف تر گذاشت و به من گفت: اخوی، كجا می توانم دستهایم را بشویم؟ با دست روی شانه اش زدم و وضوخانه را نشان دادم و گفتم: زود دستهایت را بشو و در مسجد بنشین كه الآن یكی از فرماندهان جنگ، می خواهد سخنرانی كند.
با نگرانی ساعتم را نگاه كردم و دوباره به سر كوچه خیره شدم . بعد از چند دقیقه با خود گفتم: مردم را بیش از این نمی شود معطل كرد و باید به مسئول پایگاه بگویم كه فكر دیگری بكند.
ناگهان متوجه شدم بلندگوی مسجد روشن شد و جمعیت صلوات فرستادند. صاحب موتور گازی، كسی جز همان فرمانده ی حماسه ساز جنگ، یعنی سردار (شهید) عبدالحسین برونسی نبود كه در بین راه، موتورش خراب شده بود و نتوانسته بود به موقع برای سخنرانی حاضر شود.

2.در منطقه 112 فكه ، پیكر شهیدی اول میدان مین، روی زمین بود. اطرافش مملو از مین منور بود. مین منور شعله ی بسیار زیادی دارد به حدی كه كلاه آهنی را ذوب می كند. خوب كه نگاه می كردم دیدم آثار سوختگی به خوبی بر روی استخوان های این شهید پیداست. در همان وهله ی اول فهمیدم كه چه شده. او نوجوانی تخریب چی بود كه شب عملیات در حال باز كردن راه و زدن معبر بوده تا گردان از آنجا رد شوند،ولی مین منور جلویش منفجر شده و او برای اینكه عملیات و محور نیروها لو نرود، بلافاصله خودش را بر روی مین منور سوزان انداخته تا شعله های آن، منطقه را روشن نكند و نیروها به عملیات ادامه دهند.

3.در را باز كرد و آمد توی جلسه، همان وسط ایستاد و رو به من گفت: حواله ات با مادرم زهرا...
گفتم: چی شده سید جان؟ انگار نشنیده باشد، باز حرف خودش را گفت...گفتم: بیا بنشینیم، ببینم قضیه چیه؟
دستم را دراز كردم سمتش. آمد و سرش را گذاشت روی زانوم و بغضش تركید. شاید یك ربع اشك ریخت. بعد كه گریه اش آرامتر شد گفت: چهار ماهه اومده ام این جا. دارم با كمپرسی خاك می برم، كار می كنم، به این امید كه شب عملیات - امشب - نوبت این میشه.... شمشیرش را كه همیشه به شالش می بست در آورد...
گفتم: مخلص تو هم هستم، برو خدا به همراهت...
لب آب- توی ساحل فاو - از قایق كه بیرون آمده بود، بعثی ها دورش را گرفته بودند، او هم چرخیده بود و خیلی از اون ها را از پا در آورده بود...
بعد هم خودش محاصره شده بود و مظلومانه به آرزویش رسید..

4.روز هفتم اسفند 1362، روز عاشورای گردان امام حسین(ع) از لشكر 31 عاشوراست.
گردان امام حسین(ع) در محاصره است...
دست شهیدمشهدی عبادی، فرمانده ی گردان، قطع شده است. با این حال، ایستاده است و می جنگد. بچه های با قیمانده ی گردان با دیدن وضع فرمانده گردان، بیش از پیش، روحیه گرفته اند.مشهدی عباد، آخرین پیامش را با بی سیم به آقا مهدی باكری، فرمانده لشكر می رساند:
سلام ما را به امام برسانید،بگویید كه مشدی عباد و نیروهایش تا آخرین قطره ی خون، حسین وار جنگیدند و حسین وار، شهید شدند...
تركش و تیر می بارد، می گویند مشهدی عباد، تركش خورده است، شهید شده است،اگر شهید شده، پس جنازه اش كو؟...
در بخشی از مناجات شهید آمده است:
خدایا، بی چیزم، چه خوش است دست از جان شستن و از اسارت آزاد شدن،بی هراس علیه دشمنان جنگیدن ،پرچم حق را در صحنه ی خطر برافراشتن،به همه ی باطل ها نه گفتن، با مسرت و شادی به استقبال شهادت رفتن. خوش تر است از همه چیز بریدن و به خدا پیوستن، ای كاش وقتی شهید شدم، جسم مرا پیدا نكنند...
.

5.در عملیات بدر، بچه ها سی ساعت در هورالهویزه، پارو زدند. وقتی خط را گرفتند، حدود 72 ساعت زیر بمباران گاز خردل بودند. مقاومت بچه ها، همه به عشق تشكیل حكومت علوی بود. این بچه ها كه شیمیایی شدند و الان 16 سال است كه نمی توانند یك نفس راحت بكشند- بچه هایی كه مطابق آمار در 96 درصد وصیت نامه هایشان، كلمه ی ولایت فقیه آمده است. آنها بخاطر حكومت دینی و اجرای احكام، شهید شدند... 
خاطره از دكتر حسن رحیم پور

برگرفته از سایت عبرت های عاشورا

نویسندگان

صفحات جانبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ال یس

ترانه"تو آمدی"از سامی یوسف

لوگو لوگو

Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی


www.shereno.com *** شما کجایید؟ *** اخبار روز از سایت خبری تابناک
p align="center">جادوی کلمات

رتبه سنج

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


بنر

آل یاسین

<فیلم>