تبلیغات
خوشه ای بهار - گوهر وجود یك شهید:شهید غلامرضا خاكسار

خوشه ای بهار

روز موعود آن چنان هم دور نیست...

شهید غلامرضا خاکسار

فرزند : محمدعلی

تاریخ تولد : 1343

محل تولد : تهران

ش.ش : 196

تاریخ و محل شهادت : 20/1/66 شلمچه

نام عملیات : کربلای 8

مسئولیت : تکاور



« وصیت نامه شهید »


فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالاخرة ومن یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیما»؛ مؤمنان باید در راه خدا با آنان که زندگی مادی دنیا را به آخرت برگزیدند جهاد کنند و هرکس در جهاد به راه خدا کشته شد یا فاتح گردید پس او را در بهشت ابدی اجری عظیم دهیم.

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام امت و امت شهید پرور و با عرض سلام به خانواده ی عزیزم، این بنده ی حقیر و محتاج و ضعیف درگاه حق تعالی در نظر داشتم به پدر و مادر و نزدیکان و آشنایان چیزی به عنوان وصیت ننویسم چرا که خودم را جزء صالحان امام زمان (عج) و پذیرفته شدگان درگاه حضرت حق تعالی نمی بینم و وقتی به گذشته ام می نگرم سراسر معصیت و گناه می بینم و مگر نه این که شهدا از نیکان هستند و شرط به فیض شهادت نایل آمدن اخلاص و عمل نیک است که من نه عمل نیک دارم نه اخلاص، اما وقتی نگاهی به رحمت واسعه ی الهی انداختم خودم را برای شهادت آماده کرده ام و مقصود و هدفم از رفتن به جبهه یاری کردن اسلام و دفاع از ناموس و شرفم است و باید از آن دفاع کنیم ، وسیله ام شهادت است که خلعت الله اکبر پوشیده است و در این راه گام زده ام و اگر خونم ریخته شد آن را در راه مریدان امام هدیه کرده ام.

پدر و مادر ای شماهایی که قدرتان را ندانستم و در لحظه ی آخر احساس می کنم که نیاز شدید به رضایت شما نسبت به خودم دارم. از شما حلالیت می طلبم و اگر حلالیت شما نصیبم شود بر این حلالیت مباهات می کنم و از شما می خواهم اگر از خود چیزی در این دنیای فانی گذاشته ام در مسیر اسلام خرج کنید. شما را به خاطر خدا و رسول خدا ترک کردم و عازم جبهه ی حق علیه باطل هستم بدانید که قلبم با شماست و همواره با شما خواهد بود و غم و اندوه به خود راه ندهید؛ زیرا آن که به من جان و حیات داده اینک جانم را خریده و من هم با کمال میل جانم را هدیه می کنم و باز می گردم به سوی او؛ « انالله و اناالیه الراجعون».

مادرم ، مادری که تنها آرزوی فرزند برای شما خوشبختی است. اگر من شهید شدم خوشبختی شما هم فرا می رسد و هیچ وقت از کارهای من برای دیگران تعریف نکن و اگر جنازه ام بدستتان نرسید سعی کن مثل دیگر مادران شهیدان صبر داشته باشی. مادر قبر حضرت فاطمه الزهرا (ع) گم نیست پس باید استقامت کرد و اگر خواستی گریه کنی در خلوت گریه کن آن هم برای اباعبدالله الحسین (ع).

اشک های مادر شهیدان است که سیلی از آن روان می شود و کاخ ستمگران و جباران را از ریشه می کند و در گورستان تاریخ دفن می کند و در آخر از خانواده ی محترم و گرامی ام می خواهم که راه امام را دنبال کنند که راه خداست شهادت مقطعی از حرکت تکاملی است که انسان به وجود مطلق می پیوندد و از طغیان و زبونی در می آید تا بتواند به ملاقات حق برود، مطمئناً باید یکی را انتخاب کنید یا حسین (ع) و شهادت و یا یزید کفر را.

مکتب اسلام مکتبی است که انسان می سازد و کارخانه ی انسان سازی دارد و به او راه می دهد و ایمان می بخشد تا هیچگاه سر تسلیم در برابر ظلم و ستم فرود نیاورد ، اکنون با قلبی مالامال از عشق به الله به سوی جبهه برای دفاع از اسلام می روم تا به ندای « هل من ناصر ینصرنی » امام امت خمینی بت شکن لبیک گویم و بگویم که ای امام این جان ناقابل چیزی نیست که در راه خدا تکه تکه شود. ای کاش هزار جان داشتم و در راه خدا هدیه می کردم ، من راهم را آگاهانه و خالصانه انتخاب کردم که اگر شهید شدم با صدای رسا به گوش منافقان و کفار برسانید که ما با آگاهی و شناخت کافی بدون هیچ چشم داشتی در این راه قدم نهادیم. دوست دارم شهید شوم نمی خواهم که مرگ سراغم بیاید می خواهم خودم سراغ مرگ بروم ، چه مرگی بهتر از این که انسان در راه خدا کشته شود.

ای پدر و مادر عزیز اگرچه فرزند خوبی برایتان نبودم اما امیدوارم مرا ببخشید و بدانید که دوست ندارم وقتی که شهید شدم گریه کنید چون از گریه های شما منافقین وخدانشناس ها خوشحال می شوند ، دوست دارم فکر کنید که شب عروسی من است و روی دامادی مرا می بینید وخوشحال هستید.

و تو ای برادر بزرگم که هیچ وقت حرف تو را گوش نکردم و به حرفهایت توجه نمی کردم امیدوارم که مرا ببخشی و تو ای برادر عزیزم جوانانی مثل شما رشید و دلیر باید پاسدار حرمت خون این شهدا باشید وهمواره کارهایتان فقط برای رضای خدا باشد، چون چیزی در این دنیای فانی باقی نمی ماند ، از تمام فامیل های دور و نزدیک بخواهید که اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند وسلام مرا به تک تک آنها برسانید و برای روح شهدای اسلام از حسینی تا خمینی ، فاتحه بخوانید.

بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد. دوست دارم تا وقتی که جنگ است امام و رزمندگان را دعا کنید. انشاء الله.
 



زندگی نامه ی شهید :

شهید غلام رضا خاكسار در سال 1343 در یكی از محلات جنوب تهران(خانی آباد) به دنیا آمد و تا كلاس ششم ابتدایی درس خواند و چون وضع مالی خانواده اش خوب نبود، برای كمك به امر معاش خانواده به كار مشغول شد و بعد از آن همیشه در بستر بیماری بود، هنوز سنش قانونی نشده بود كه انقلاب اسلامی رخ داد و غلام رضا با حركت در راهپیمایی ها به عنوان فردی متعهد و مسلمانی مبارز حضور فعال خود را در صحنه های تظاهرات حفظ كرد و از همان موقع عشق به جمهوری اسلامی و وامام امت در وجود او نمایان شد و به مرور این علاقه زیاد و زیادتر می شد تا اینكه در سال 61 به همراه یكی از نزدیكان به پادگان دوكوهه رفت و زمانی كه آن فضا و محیط عارفانه و عاشقانه و بی ریای جبهه را دید بعد از یك هفته تصمیم گرفت كه به تهران باز گردد و به عضویت بسیج بیست میلیونی درآید و در آموزش نظامی و تاكتیكی و كلاس های ایدیولوژی شركت نماید. او حتی شب ها در خیابان ها مساجد نگهبانی می داد.خودسازی رابه طور جدی و كامل آغاز نمود و تصمیم گرفت كه هر شب جمعه به هیئت محل(مكتب المهدی) برود و از ان جا كه علاقه ی شدیدی به مكتب اهل بیت(علیهم السلام) داش، خود را خدمت گزار و خادم مولایمان ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) می دانست.

شهید غلام رضا با اینكه فقط سواد ابتدای داشت، اما از هوش و عقل و شعور و معرفت خدادادی برخوردار بود و حتی این اواخر از هر نظر به تكامل رسیده بود خط زیبای او زبان زد دیگران بود.

از دیگر خوصیات مهم غلام رضا محبت به دیگران و بی ریایی، فداكاری، دلسوزی، درستكاری و خلوص نیت را می توان نام برد. بیشتر اوقات بیكاری خود را در خانه به نوشتن نوحه های اهل بیت و شهدا و گوش دادن به نوارهای مذهبی و مطالعه ی كتاب های اسلامی و ورزشی می گذراند.

او طی دوران جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد و طی این سالها بارها زخمی و شیمیایی شد. آخرین روزی كه برای خداحافظی نزد من آمده بود چهره ای نورانی و دوست داشتنی داشت ولی نمی دانستم كه این چهره ی نورانی نشان دهنده ی پیوستن او به لقاءالله است. او در عملیات كربلای 8 در كنار دریاچه ی ماهی (شلمچه) به فیض شهادت نایل آمد. به گفته ی همرزمانش، غلام رضا شیری بود كه در میان آتش و خون به پیش می رفت با این كه خود آرپی جی زن بود در جلوی دیگران حركت می كرد و گویا تعداد زیادی از بعثیان كافر را به هلاكت می رساند و وقتی كه مهمات خودش به پایان می رسد از مهمات دوستانش استفاده می كند و برای خاموش كردن كمین دشمن پیش قدم می شود و با پرتاب هر نارنجك، آیه ی مباركه ی(وجعلنا) را می خواند و نارنجك ها را به سوی دشمن می اندازد و در آخر زمانی كه نارنجك هایش به پایان می رسد، نارنجكی از سوی دشمن جلوی پایش می افتدو او با ایثارگری و شجاعت خود نارنجك را در آغوش می گیرد كه مبادا دوستان دیگرش آسیبی ببینند. و در همین لحظه است كه به معبود خود و به چیزی كه عشق می ورزید رسید. عروج خونین و پرواز پر شكوهت از عالم ملك به ملكوت اعلا و نظارت به وجه الله بر پویندگان راهت مبارك باد.
 

به راه میهن و دینم ، فدا كردم جوانی را

به آگاهی پسندیدم ، بهشت جاودانی

بگو بر مادر خوبم ، شهید هرگز نمی میرد

ره عشق و شهادت را ، زمولایم علی گیرم

اللهم الرزقنا ، توفیق الشهادة فی سبیلك

     

     

    نویسندگان

    صفحات جانبی

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

    ال یس

    ترانه"تو آمدی"از سامی یوسف

    لوگو لوگو

    Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی


    www.shereno.com *** شما کجایید؟ *** اخبار روز از سایت خبری تابناک
    p align="center">جادوی کلمات

    رتبه سنج

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :


    بنر

    آل یاسین

    <فیلم>