تبلیغات
خوشه ای بهار - تفسیر سوره حمد

خوشه ای بهار

روز موعود آن چنان هم دور نیست...

زیر نظر: استاد محقق .
آیة اللّه مكارم شیرازى .
برگزیده .
تفسیر نمونه .
جلد اول .
تنظیم و تحقیق :.
احمد ـ على بابائى .
تفسیر سوره هاى : فاتحة الكتاب (حمد) ـ بقره ـ آل عمران ـ.
نسا ـ مائده ـ انعام .

پیشگفتار.


گزیده تفسیرنمونه !.
بـزرگترین سرمایه ما مسلمانان قرآن مجید است معارف , احكام , برنامه زندگى , سیاست اسلامى , راه به سوى قرب خدا, همه و همه را در این كتاب بزرگ آسمانى مى یابیم .
بنابراین , وظیفه هر مسلمان این است كه با این كتاب بزرگ دینى خود روزبه روز آشناتر شود این از یكسو.
از سـوى دیـگر آوازه اسلام كه بر اثر بیدارى مسلمین در عصرما, و بخصوص بعد از انقلاب اسلامى در سـراسـر جهان پیچیده است , حس كنجكاوى مردم غیرمسلمان جهان را براى آشنایى بیشتر به این كتاب آسمانى برانگیخته است , به همین دلیل در حال حاضر از همه جا تقاضاى ترجمه و تفسیر قرآن به زبانهاى زنده دنیا مى رسد, هر چند متاسفانه جوابگویى كافى براى این تقاضاها نیست , ولى به هرحال باید تلاش كرد و خود را آماده براى پاسخگویى به این تقاضاهاى مطلوب كنیم .
خـوشـبـختانه حضور قرآن در زندگى مسلمانان جهان و بخصوص در محیطكشور ما روز به روز افزایش پیدا مى كند, قاریان بزرگ , حافظان ارجمند, مفسران آگاه در جامعه امروز ما بحمداللّه كم نـیـسـتـنـد, رشته تخصصى تفسیر در حوزه علمیه قم به صورت یكى از رشته هاى تخصصى مهم درآمـده و مـتـقاضیان بسیارى دارد, درس تفسیر نیز از دروس رسمى حوزه ها و از مواد امتحانى است , و در همین راستا((تفسیرنمونه )) نوشته شد, كه تفسیرى است سلیس و روان و در عین حال پرمحتوا وناظر به مسائل روز و نیازهاى زمان , و شاید یكى از دلایل گسترش سریع آن همین اقبال عمومى مردم به قرآن مجید است .
گـرچـه براى تهیه این تفسیر به اتفاق گروهى از فضلاى گرامى حوزه علمیه قم (دانشمندان و حـجـج اسـلام آقـایـان : مـحمدرضا آشتیانى ـ محمد جعفر امامى ـداود الهامى ـ اسداللّه ایمانى ـ عـبـدالـرسول حسنى ـ سید حسن شجاعى ـ سیدنوراللّه طباطبائى ـ محمود عبداللهى ـ محسن قرائتى و محمد محمدى اشتهاردى ) در مدت پانزده سال زحمات زیادى كشیده شد, ولى با توجه به استقبال فوق العاده اى كه از سوى تمام قشرها و حتى برادران اهل تسنن از آن به عمل آمد, تمام خـسـتـگـى تـهیه آن برطرف گشت و این امید در دل دوستان بوجودآمد كه ان شااللّه اثرى است مقبول در پیشگاه خدا.
مـتـن فارسى این تفسیر دهها بار چاپ و منتشر شده , و ترجمه كامل آن به زبان ((اردو)) در (27) جلد نیز بارها به چاپ رسیده است , و ترجمه كامل آن به زبان ((عربى )) نیز به نام تفسیر ((الامثل )) اخیرا در بیروت به چاپ رسید و در نقاط مختلف كشورهاى اسلامى انتشار یافت .
ترجمه آن به زبان ((انگلیسى )) هم اكنون در دست تهیه است كه امیدواریم آن هم به زودى در افق مطبوعات اسلامى ظاهر گردد.
ت ت ت.
بعد از انتشار تفسیرنمونه گروه كثیرى خواهان نشر ((خلاصه )) آن شدند.
چـرا كـه مـایـل بـودنـد بتوانند در وقت كوتاهتر و با هزینه كمتر به محتواى اجمالى آیات , و شرح فشرده اى آشنا شوند, و در بعضى از كلاسهاى درسى كه تفسیرقرآن مورد توجه است به عنوان متن درسى از آن بهره گیرى شود.
ایـن درخواست مكرر, ما را بر آن داشت كه به فكر تلخیص تمام دوره (27)جلدى تفسیرنمونه , در پـنج جلد بیفتیم ولى این كار آسانى نبود, مدتى در باره آن مطالعه و برنامه ریزى شد و بررسیهاى لازم بـه عمل آمد تا این كه فاضل محترم جناب آقاى احمد ـ على بابایى كه سابقه فعالیت وپشتكار وحـسن سلیقه ایشان در تهیه ((فهرست موضوعى تفسیرنمونه )) بر ما روشن و مسلم بود عهده دار انـجـام این مهم گردید و در مدت دو سال كار مستمر شبانه روزى این مهم به وسیله ایشان انجام گردید.
ایـنـجـانـب نـیز با فكر قاصر خود كرارا بر نوشته هاى ایشان نظارت كردم و درمواردى كه نیاز به راهـنـمایى بود به اندازه توانایى مسائل لازم را تذكر دادم , و درمجموع فكر مى كنم بحمداللّه اثرى ارزنـده و پـربـار بـه وجـود آمـده كه هم قرآن باترجمه سلیس را در بر دارد و هم تفسیر فشرده و گویایى , براى كسانى كه مى خواهندبا یك مراجعه سریع از تفسیر آیات آگاه شوند, مى باشد.
و نام آن برگزیده تفسیر نمونه نهاده شد.
و مـن بـه نـوبـه خـود از زحـمات بى دریغ ایشان تشكر و قدردانى مى كنم ,امیدوارم این خلاصه و فـشـرده كـه گـزیده اى است از قسمتهاى حساس , و حدیث مجملى از آن مفصل , نیز مورد قبول اهل نظر و عموم قشرهاى علاقه مند به قرآن گردد و ذخیره اى براى همه ما در ((یوم الجزا)) باشد.
قم ـ حوزه علمیه .
ناصر مكارم شیرازى .
13 رجب 1414 روز میلاد مسعود امیر مؤمنان حضرت على (ع ).
مطابـق با 6/10/1372.

سوره فاتحة الكتاب (حمد).

این سوره در ((مكه )) نازل شده و داراى هفت آیه است )) .

ویژگیهاى سوره حمد :.

1ـ این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد زیرا در این سوره خـداونـد طـرز مـناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است آغاز این سوره با حمد و سـتایش پروردگار شروع و با ابراز ایمان به مبد ومعاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد.
2ـ سـوره حـمـد, اسـاس قـرآن اسـت , در حـدیثى از پیامبر اكرم (ص ) مى خوانیم كه : ((الحمد ام الـقـرآن )) و ایـن بـه هـنـگـامـى بـود كـه ((جابربن عبداللّه انصارى )) خدمت پیامبر(ص ) رسید, پـیـامبر(ص ) به او فرمود: ((آیا برترین سوره اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم )) جـابـر عـرض كـرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد, به من تعلیم كن , پیامبر(ص ) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت .
سپس اضافه فرمود: ((این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ )).
((ام )) به معنى اساس و ریشه است .
شاید به همین دلیل ((ابن عباس )) مفسر معروف مى گوید: ((هر چیزى اساس وشالوده اى دارد و اساس و زیربناى قرآن , سوره حمد است )).
3ـ درآیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر(ص )معرفى شده , و در برابر كل قـرآن قـرار گـرفته است , آنجا كه مى فرماید: ((ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دوبار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم ))((1)).

محتواى سوره حمد:.

از یـك نـظـر این سوره به دو بخش تقسیم مى شود, بخشى از حمد و ثناى خداسخن مى گوید و بخشى از نیازهاى بنده .
در حدیثى از پیامبر(ص ) مى خوانیم : خداوند متعال چنین فرموده : ((من سوره حمد را میان خود و بـنـده ام تـقسیم كردم نیمى از آن براى من و نیمى از آن براى بنده من است و بنده من حق دارد هرچه را مى خواهد از من بخواهد((2)).

در فضیلت این سوره .

از پـیـامبر (ص ) نقل شده : ((هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او باندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هرفردى از مردان و زنان مؤمن هدیه اى فرستاده است )).
هـمـچـنـین در حدیثى از امام صادق (ع ) مى خوانیم : ((شیطان چهار بار فریادكشید و ناله سرداد نـخـستین بار روزى بود كه از درگاه خداوند رانده شد, سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تـنـزل یافت , سومین بار هنگام بعثت محمد(ص )بعد از فترت پیامبران بود و آخرین بار زمانى بود كه سوره ((حمد)) نازل شد))!.

چرا نام این سوره فاتحة الكتاب است ؟.

((فـاتحة الكتاب )) به معنى آغازگر كتاب (قرآن ) است , و از روایات استفاده مى شود كه این سوره در زمان خود پیامبر(ص ) نیز به همین نام شناخته مى شده است .
از ایـنـجـا دریـچه اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود وآن اینكه برخلاف آنـچـه در میان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پیامبر(ص ) به صورت پراكنده بود, بعد در زمان ابوبكر یا عمر یا عثمان جمع آورى شد, قرآن درزمان خود پیامبر(ص ) به همین صورت امروز جـمع آورى شده بود و سرآغازش همین سوره حمد بوده است , مدارك متعددى در دست است كه قـرآن بـه صـورت مـجـموعه اى كه در دست ماست در عصر پیامبر(ص ) و به فرمان او جمع آورى شـده بـود ((عـلى بن ابراهیم )) از امام صادق (ع ) نقل كرده كه رسول خدا(ص ) به على (ع )فرمود: ((قرآن در قطعات حریر و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنید)).
سـپـس اضافه مى كند: على (ع ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زردرنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد.
به علاوه حدیث مشهور ((ثقلین )) كه شیعه و سنى آن را نقل كرده اند كه پیامبر(ص ) فرمود من از مـیـان شـما مى روم و دو چیز گرانبها را به یادگار مى گذارم ((كتاب خدا)) و ((خاندانم )) خود نشان مى دهد كه قرآن به صورت یك كتاب جمع آورى شده بود.

و در پاسخ این سؤال .

كـه در میان گروهى از دانشمندان معروف است كه قرآن پس از پیامبرجمع آورى شده (به وسیله عـلـى (ع ) یـا كسان دیگر) باید گفت : قرآنى كه على (ع )جمع آورى كرد تنها خود قرآن نبود بلكه مجموعه اى بود از قرآن و تفسیر و شان نزول آیات و مانند آن .
(آیـه 1) ـ میان همه مردم جهان رسم است كه هركار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغـاز مى كنند, یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباطمى دهند ولى آیا بهتر نیست كـه بـراى پـاینده بودن یك برنامه و جاوید ماندن یك تشكیلات , آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتـبـاط دهیم كه فنا در ذات او راه ندارد, از میان تمام موجودات آنكه ازلى و ابدى است تنها ذات پـاك خـداست و به همین دلیل باید همه چیز و هركار را با نام او آغاز كرد و از او استمداد نمود لذا درنخستین آیه قرآن مى گوئیم ((بنام خداوند بخشنده بخشایشگر)) (بسم اللّه الرحمن الرحیم ).
و در حـدیـث مـعـروفـى از پـیامبر(ص ) مى خوانیم : كل امر ذى بال لم یذكر فیه اسم اللّه فهو ابتر: ((هركار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است )).
و نیز امام باقر(ع ) مى فرماید: ((سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنیم , چه بزرگ باشد چه كوچك , بسم اللّه بگوئیم تا پربركت و میمون باشد)).
كـوتـاه سـخـن ایـنكه پایدارى و بقا عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا داردبه همین مناسبت خداوند به پیامبر دستور مى دهد كه در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خدا شروع كند: اقر باسم ربك (سوره علق آیه1 ), و مى بینیم حضرت نوح در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى براى پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى ((بسم اللّه )) بگویند (سوره هود آیه 41 و48).
و آنها نیز این سفر را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند.
و نـیـز سـلیمان درنامه اى كه به ملكه سبا مى نویسد سرآغاز آن را ((بسم اللّه )) قرارمى دهد (سوره نحل آیه30 ).
روى هـمـیـن اصـل , تمام سوره هاى قرآن ـ با بسم اللّه آغاز مى شود تا هدف اصلى از آغاز تا انجام با مـوفـقـیـت و پـیـروزى و بـدون شكست انجام شود و تنها سوره توبه است كه بسم اللّه در آغاز آن نـمـى بینیم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمان شكنان آغاز شده , و اعلام جنگ با توصیف خداوند به ((رحمان و رحیم )) سازگار نیست .

نكته ها :.

1ـ .

آیا بسم اللّه جز سوره است ؟.

در میان دانشمندان و علما شیعه اختلافى نیست كه بسم اللّه جز سوره حمد و همه سوره هاى قرآن است , اصولا ثبت ((بسم اللّه )) در آغاز همه سوره ها, خودگواه زنده این امر است , زیرا مى دانیم در مـتـن قرآن چیزى اضافه نوشته نشده است ,و ذكر ((بسم اللّه )) درآغاز سوره ها از زمان پیامبر(ص ) تـاكـنـون مـعـمـول بوده است به علاوه سیره مسلمین همواره بر این بوده كه هنگام تلاوت قرآن بـسـم اللّه را در آغـاز هـرسـوره اى مى خواندند, و متواترا نیز ثابت شده كه پیامبر(ص ) آن را تلاوت مى فرمود,چگونه ممكن است چیزى جز قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و برآن مداومت كنند.
بـه هـرحـال مساله آنقدر روشن است كه مى گویند: یك روز معاویه در دوران حكومتش در نماز جماعت بسم اللّه را نگفت , بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصارفریاد زدند اسرقت ام نیست ؟:((آیا بسم اللّه را دزدیدى یا فراموش كردى !.
2ـ.

اللّه جامعترین نام خداست :.

زیرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هركدام از آن یـك بـخـش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد, تنهانامى كه جامع صفات جلال و جمال اسـت هـمـان ((اللّه )) مـى بـاشد به همین دلیل اسما دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه ((اللّه )) گـفـته مى شود به عنوان نمونه : ((غفور)) و ((رحیم )) كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى كند (فان اللّه غفوررحیم ) ـ سوره بقره آیه 266.
((سمیع )) اشاره به آگاهى او از مسموعات , و ((علیم )) اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فان اللّه سمیع علیم ) ـ بقره : 227.
و در یـك آیـه بـسـیارى از این اسما, وصف ((اللّه )) قرار مى گیرند هو اللّه الذى لااله الا هو الملك الـقـدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجـبار المتكبر: ((اوست اللّه كه معبودى جز وى نیست , اوسـت حـاكـم مطلق , منزه از ناپاكیها, از هرگونه ظلم وبیدادگرى , ایمنى بخش , نگاهبان همه چیز, توانا و شكست ناپذیر, قاهر بر همه موجودات , و با عظمت )).
یكى از شواهد جامعیت این نام آن است كه ابراز ایمان و توصیه تنها با جمله لااله الااللّه مى توان كرد.
3ـ.

رحمت عام و خاص خدا:.

مـشهور در میان گروهى از مفسران این است كه صفت ((رحمان )) اشاره به رحمت عام خداست كه شامل دوست و دشمن , مؤمن و كافر و نیكوكار و بدكارمى باشد, زیرا ((باران رحمت بى حسابش همه را رسیده , و خوان نعمت بى دریغش همه جا كشیده )).
ولى ((رحیم )) اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ویژه بندگان مطیع وصالح و فرمانبردار اسـت و تنها چیزى كه ممكن است اشاره به این مطلب باشد آن است كه ((رحمن )) در همه جا در قـرآن بـه صـورت مطلق آمده است كه نشانه عمومیت آن است , در حالى كه ((رحیم )) گاهى به صـورت مقید ذكر شده كه دلیل برخصوصیت آن است مانند (و كان بالمؤمنین رحیما) ((خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است )) (احزاب : 43).
در روایـتـى نـیـز از امـام صـادق (ع ) مـى خـوانیم : ((خداوند معبود همه چیز است ,نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان , و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است )).
4ـ.

چرا صفات دیگر خدا در ((بسم اللّه )) نیامده است ؟.

و تـنها روى صفت ((رحمانیت و حیمیت )) او تكیه مى شود اما باتوجه به یك نكته , پاسخ این سؤال روشـن مـى شـود و آن اینكه در آغاز هركار لازم است از صفتى استمداد كنیم كه آثارش بر سراسر جـهـان پـرتـوافـكـن است , همه موجودات را فراگرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است .
بـهـتـر اسـت ایـن حـقـیـقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا كه مى گوید: ورحمتى وسعت كل شى ((رحمت من همه چیز را فرا گرفته است )) (اعراف ـ 156).
از سـوى دیـگـر مـى بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت ودشمنان خطرناك دست به دامن رحمت خدا مى زدند, در مورد ((هود)) و پیروانش مى خوانیم : فانجیناه والذین معه بـرحـمه منا: ((هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشیدیم )) (اعراف ـ 72).
پس اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى داردچنانكه در دعا مى خوانیم : یا مـن سبقت رحمته غضبه ((اى خدائى كه رحمتت برغضبت پیشى گرفته است )) انسانها نیز باید در بـرنـامـه زنـدگى اساس و پایه كار را بررحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند.
(آیه 2)ـ بعد از ((بسم اللّه )) كه آغازگر سوره بود, نخستین وظیفه بندگان آن است كه به یاد مبد بزرگ عالم هستى و نعمتهاى بى پایانش بیفتند, همان نعمتهاى فراوانى كه راهنماى ما درشناخت پروردگار و انگیزه مادر راه عبودیت است .
ایـنـكه مى گوئیم : انگیزه , به خاطر آن است كه هر انسانى به هنگامى كه نعمتى به او مى رسد فورا مى خواهد, بخشنده نعمت را بشناسد, و طبق فرمان فطرت به سپاسگزارى برخیزد و حق شكر او را ادا كند به همین جهت علماى علم كلام (عقائد) در نخستین بحث این علم ((وجوب شكر منعم )) را كه یك فرمان فطرى وعقلى است به عنوان انگیزه خداشناسى , یادآور مى شوند.
و اینكه مى گوئیم : راهنماى ما درشناخت پروردگار نعمتهاى اوست , زیرابهترین و جامعترین راه براى شناخت مبد, مطالعه در اسرار آفرینش و رازهاى خلقت و مخصوصا وجود نعمتها در رابطه با زندگى انسانها است .
بـه ایـن دو دلـیـل سـوره فـاتـحـة الكتاب با این جمله شروع مى شود ((حمد وستایش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانیان است )) (الحمدللّه رب العالمین ).
((حمد)) در لغت به معنى ستایش كردن در برابر كار یا صفت نیك اختیارى اسـت .
1ـ هـر انـسـانـى كـه سرچشمه خیر و بركتى است و هر پیامبر و رهبر الهى كه نورهدایت در دلها مـى پـاشد, هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مى كند, و هر طبیبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مـى نهد, ستایش آنها از ستایش خدا سرچشمه مى گیرد, چرا كه همه این مواهب در اصل از ناحیه ذات پاك او است , و نیز اگرخورشید نورافشانى مى كند, ابرها باران مى بارند, و زمین بركاتش را به ما تحویل مى دهد, همه از ناحیه او است .
2ـ جـالـب ایـنـكـه ((حمد)) تنها در آغاز كار نیست , بلكه پایان كارها نیز چنانكه قرآن به ما تعلیم مـى دهـد بـا حـمد خواهد بود, در مورد بهشتیان مى خوانیم : ((سخن آنها در بهشت نخست منزه شـمـردن خداوند از هر عیب و نقص و تحیت آنها سلام ,و آخرین سخنشان الحمدللّه رب العالمین است )) (یونس : 10).
3ـ امـا كـلـمـه ((رب )) در اصـل بـه مـعنى مالك و صاحب چیزى است كه به تربیت و اصلاح آن مى پردازد.
4ـ كلمه ((عالمین )) جمع ((عالم )) است و عالم به معنى مجموعه اى است ازموجودات مختلف و هنگامى كه به صورت ((عالمین )) جمع بسته مى شود اشاره به تمام مجموعه هاى این جهان است .
در روایـتى از على (ع ) چنین مى خوانیم كه در ضمن تفسیر آیه ((الحمدللّه رب العالمین )) فرمود: ((رب العالمین اشاره به مجموع همه مخلوقات است اعم ازموجودات بیجان و جاندار)).
(آیـه3 )ـ ((خـداونـدى كـه بـخـشنده و بخشایشگر است ((و رحمت عام وخاصش همه را رسیده (الرحمن الرحیم ).
مـعـنـى ((رحـمـن )) و ((رحـیم )) و همچنین تفاوت میان این دو كلمه را در تفسیر((بسم اللّه )) خواندیم نكته اى كه باید اضافه كنیم این است كه این دو صفت درنمازهاى روزانه ما حداقل 30 بار تـكـرار مـى شـونـد (در هریك از دو ركعت اول نمازدوازده بار) و به این ترتیب 60 مرتبه خدا را به صـفـت رحمتش مى ستائیم و این درسى است براى همه انسانها كه خود را در زندگى بیش از هر چیز به این اخلاق الهى متخلق كنند.
بـه عـلاوه اشـاره اى اسـت بـه این واقعیت كه اگر ما خود را عبد و بنده خدامى دانیم مبادا رفتار مالكان بى رحم نسبت به بردگانشان در نظرها تداعى شود.
نـكـتـه دیـگـر اینكه ((رحمان و رحیم )) بعد از ((رب العالمین )) اشاره به این است كه ما در عین قدرت نسبت به بندگان خویش , با مهربانى و لطف رفتار مى كنیم .
(آیه 4)ـ.

دومین اصل مهم اسلام .

یعنى قیامت و رستاخیز: ((خداوندى كه مالك روز جزاست )) (مالك یوم الدین ) .
در ایـنجا تعبیر به ((مالكیت خداوند)) شده است , كه نهایت سیطره و نفوذ او رابر همه چیز و همه كـس در آن روز مـشخص مى كند, روزى كه همه انسانها در آن دادگاه بزرگ براى حساب حاضر مـى شـوند و در برابر مالك حقیقى خود قرارمى گیرند, تمام گفته ها و كارها و حتى اندیشه هاى خود را حاضر مى بینند, هیچ چیزحتى به اندازه سرسوزنى نابود نشده و به دست فراموشى نیفتاده اسـت , و اكـنون این انسان است كه باید بار همه مسئولیتهاى اعمال خود را بردوش كشد! حتى در آنجاكه بنیانگزار سنت و برنامه اى است , باز باید سهم خویش را از مسئولیت بپذیرد!.
بـدون شك مالكیت خداوند نسبت به جهان هستى مالكیت حقیقى است نه مالكیت اعتبارى نظیر مالكیت ما نسبت به آنچه در این جهان ملك ما است .
و بـه تعبیر دیگر این مالكیت نتیجه خالقیت و ربوبیت است , آنكس كه موجودات را آفریده و لحظه به لحظه فیض وجود هستى به آنها مى بخشد, مالك حقیقى موجودات است .

و در پاسخ این سؤال .

كـه مـگر خداوند مالك تمام این جهان نیست كه ما از او تعبیر به ((مالك روزجزا)) مى كنیم ؟ باید بـگـوئیم : مالكیت خداوند گرچه شامل ((هردو جهان )) مى باشد,اما بروز و ظهور این مالكیت در قیامت بیشتر است , چرا كه در آن روز همه پیوندهاى مادى و مالكیتهاى اعتبارى بریده مى شود, و هیچ كس در آنجا چیزى از خود ندارد,حتى اگر شفاعتى صورت گیرد باز به فرمان خداست .
اعـتـقـاد بـه روز رسـتـاخـیز, اثر فوق العاده نیرومندى در كنترل انسان در برابراعمال نادرست و ناشایست دارد و یكى از علل جلوگیرى كردن نماز از فحشا ومنكرات همین است كه نماز انسان را هم به یاد مبدئى مى اندازد كه از همه كار او باخبر است و هم بیاد دادگاه بزرگ عدل خدا.
در حدیثى از امام سجاد(ع ) مى خوانیم : هنگامى كه به آیه ((مالك یوم الدین ))مى رسید, آنقدر آن را تكرار مى كرد كه نزدیك بود روح از بدنش پرواز كند.
اما كلمه ((یوم الدین )) : در قرآن در تمام موارد به معنى قیامت آمده است , واینكه چرا آن روز, روز دین معرفى شده ؟ به خاطر این است كه آن روز روز جزا است و ((دین )) در لغت به معنى ((جزا)) مى باشد, و روشنترین برنامه اى كه در قیامت اجرامى شود همین برنامه جزا و كیفر و پاداش است .
(آیه 5)ـ.

انسان در پیشگاه خدا:.

از اینجا گوئى ((بنده )) پروردگار خود را مخاطب ساخته نخست از عبودیت خویش در برابر او, و سـپس از امدادها و كمكهاى او سخن مى گوید: ((تنها تو رامى پرستم و تنها از تو یارى مى جویم )) (ایاك نعبد و ایاك نستعین ).
در واقع آیات گذشته سخن از توحید ذات و صفات مى گفت و در اینجاسخن از توحید عبادت , و توحید افعال است توحید عبادت آن است كه هیچ كس وهیچ چیز را شایسته پرستش جز ذات خدا نـدانـیم تنها به فرمان او گردن نهیم , و ازبندگى و تسلیم در برابر غیر ذات او بپرهیزیم , توحید افـعـال آن اسـت كه تنها مؤثرحقیقى را در عالم او بدانیم , نه اینكه دنبال سبب نرویم بلكه معتقد بـاشـیـم هـر سـبـبـى هر تاثیرى دارد به فرمان خداست این تفكر و اعتقاد انسان را از همه كس و همه موجودات بریده و تنها به خدا پیوند مى دهد.
(آیه 6)ـ ((ما را به راه راست هدایت فرما)) (اهدنا الصراط المستقیم ).
پـس از اظـهـار تـسـلـیم در برابر پروردگار و وصول بر مرحله عبودیت و استمداداز ذات پاك او نخستین تقاضاى بنده این است كه او را به راه راست , راه پاكى ونیكى , راه عدل و داد, و راه ایمان و عـمـل صـالـح هـدایت فرماید, در اینجا این سؤال كه چرا ما همواره درخواست هدایت به صراط مستقیم از خدا مى كنیم مگر ماگمراهیم ! مطرح مى شود وانگهى این سخن از پیامبر و امامان كه نمونه انسان كامل بودند چه معنى دارد؟!.
در پـاسـخ مى گوئیم : انسان در مسیر هدایت هر لحظه بیم لغزش و انحراف درباره او مى رود, به هـمـیـن دلـیـل بـایـد خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را بر راه راست ثابت نـگـهـدارد دوم اینكه , هدایت همان پیمودن طریق تكامل است كه انسان تدریجا مراحل نقصان را پـشـت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسدبنابراین جاى تعجب نیست كه حتى پیامبران و امامان از خـدا تقاضاى هدایت ((صراط مستقیم )) كنند, چه اینكه كمال مطلق تنها خدا است , و همه بدون استثنا درمسیر تكاملند, چه مانعى دارد كه آنها نیز تقاضاى درجات بالاترى را از خدا بنمایند.
امـام صادق (ع ) در تفسیر این آیه مى فرماید: ((خداوندا! ما را بر راهى كه به محبت تو مى رسد و به بـهشت واصل مى گردد, و مانع از پیروى هوسهاى كشنده وآرا انحرافى و هلاك كننده است ثابت بدار)).

صراط مستقیم چیست ؟.

((صراط مستقیم )) همان آئین خداپرستى و دین حق و پایبند بودن به دستورات خداست , چنانكه در سوره انعام آیه 161 مى خوانیم : ((بگو: خداوند مرابه صراط مستقیم هدایت كرده , به دین استوار آئین ابراهیم كه هرگز به خدا شرك نورزید)).
(آیه 7)ـ.

دو خط انحرافى !.

((مـرا بـه راه كسانى هدایت فرما كه آنان را مشمول انواع نعمتهاى خودقراردادى (نعمت هدایت , نـعـمـت توفیق , نعمت رهبرى مردان حق و نعمت علم وعمل و جهاد و شهادت ) نه آنها كه بر اثر اعـمـال زشـت و انحراف عقیده غضب تودامنگیرشان شد و نه آنها كه جاده حق را رها كرده و در بـیـراهـه هـا گـمـراه و سـرگردان شده )) (صراط الذین انـعمت علیهم غیر الـمغضوب علیهم و لاالضالین ).
در حقیقت خدا به ما دستور مى دهد طریق و خط پیامبران و نیكوكاران و آنهاكه مشمول نعمت و الـطاف او شده اند را بخواهیم و به ما هشدار مى دهد كه در برابرشما همیشه دو خط انحرافى قرار دارد, خط ((مغضوب علیهم )) و خط ((ضالین )).
1ـ ((الذین انعمت علیهم )) كیانند؟.
سـوره نـسـا آیه 69 این گروه را تفسیر كرده است : ((كسانى كه دستورات خدا وپیامبر را اطاعت كنند, خدا آنها را با كسانى قرار مى دهد كه مشمول نعمت خودساخته , از پیامبران و رهبران صادق و راستین و جانبازان و شهیدان راه خدا و افرادصالح , واینان رفیقان خوبى هستند)) بنابراین ما در سوره حمد از خدا مى خواهیم كه در خط این چهار گروه قرار گیریم كه در هر مقطع زمانى باید در یكى از این خطوط,انجام وظیفه كنیم و رسالت خویش را ادا نمائیم .
2ـ ((مـغضوب علیهم )) و ((ضالین )) كیانند؟ از موارد استعمال این دو كلمه درقرآن مجید چنین استفاده مى شود كه ((ضالین )) گمراهان عادى هستند, و ((مغضوب علیهم )) گمراهان لجوج و منافق , به همین دلیل در بسیارى از موارد, غضب و لعن خداوند در مورد آنها ذكرشده .
در آیه 6 سوره فتح آمده است : ((خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك و آنها را كه در بـاره خـدا گـمـان بد مى برند مورد غضب خویش قرار مى دهد, وآنها را لعن مى كند, و از رحمت خویش دور مى سازد, و جهنم را براى آنان آماده ساخته است )).
به هرحال ((مغضوب علژیهم )) آنها هستند كه علاوه بر كفر, راه لجاجت وعناد و دشمنى با حق را مى پیمایند و حتى از اذیت و آزار رهبران الهى و پیامبران درصورت امكان فرو گذار نمى كنند.
پایان سوره حمد.

ســوره بـقــره .

این سوره در ((مدینه )) نازل شده و 286 آیه است )) .

محتوا و فضیلت سوره بقره :.

جـامـعـیـت این سوره از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسیارى از مسائل عملى (عبادى , اجتماعى , سـیـاسـى و اقـتـصـادى ) قـابـل انكار نیست چه اینكه در این سوره :1ـ بحثهائى پیرامون توحید و شـنـاسـائى خدا مخصوصا از طریق مطالعه اسرارآفرینش آمده است 2ـ بحثهائى در زمینه معاد و زنـدگـى پـس از مـرگ , مـخصوصامثالهاى حسى آن مانند داستان ابراهیم و زنده شدن مرغها و داسـتـان عـزیـر 3ـبحثهائى در زمینه اعجاز قرآن و اهمیت این كتاب آسمانى 4ـ بحثهائى بسیار مـفـصـل در بـاره یـهـود و مـنـافـقـان و مـوضـع گـیـریهاى خاص آنها در برابر اسلام و قرآن , و انواع كارشكنیهاى آنان در این رابطه 5ـ بحثهائى در زمینه تاریخ پیامبران بزرگ مخصوصاابراهیم و مـوسـى (ع ) 6ـ بحثهائى در زمینه احكام مختلف اسلامى از جمله نماز,روزه , جهاد, حج و تغییر قـبـله , ازدواج و طلاق , احكام تجارت , و قسمت مهمى ازاحكام ربا و مخصوصا بحثهائى در زمینه انـفاق در راه خدا, و همچنین مساله قصاص و تحریم قسمتى از گوشتهاى حرام و قمار و شراب و بخشى از احكام وصیت ومانند آن .

در فضیلت این سوره .

از پـیـامبر اكرم (ص ) پرسیدند: ((كدامیك از سوره هاى قرآن برتر است ؟ فرمود:سوره بقره , عرض كردند كدام آیه از آیات سوره بقره افضل است ؟ فرمود: ((آیة الكرسى )).
(آیه 1).

تحقیق در باره حروف مقطعه قرآن :.

((الـم )) (الم ) درآغاز 29 سوره از قرآن با حروف مقطعه برخورد مى كنیم و این حروف همیشه جز كـلـمـات اسـرار آمـیـز قرآن محسوب مى شده , و با گذشت زمان وتحقیقات جدید دانشمندان , تـفـسـیـرهـاى تازه اى براى آن پیدا مى شود و جالب اینكه در هیچ یك از تواریخ ندیده ایم كه عرب جاهلى و مشركان وجود حروف مقطعه رادر آغاز بسیارى از سوره هاى قرآن بر پیغمبر(ص ) خرده بگیرند, و آن را وسیله اى براى استهزا و سخریه قرار دهند و این مى رساند كه گویا آنها نیز از اسرار وجـودحروف مقطعه كاملا بى خبر نبوده اند به هرحال چند تفسیر كه هماهنگ با آخرین تحقیقاتى اسـت كـه در ایـن زمـیـنه به عمل آمده , و ما آنها را به تدریج در آغاز این سوره , و سوره هاى ((آل عمران )) و ((اعراف )) بیان خواهیم كرد, اكنون به مهمترین آنهامى پردازیم :.
این حروف اشاره به این است كه این كتاب آسمانى با آن عظمت و اهمیتى كه تمام سخنوران عرب و غـیـر عـرب را متحیر ساخته , و دانشمندان را از معارضه باآن عاجز نموده است , از نمونه همین حـروفـى اسـت كـه در اخـتـیار همگان قرار دارد درعین اینكه قرآن از همان حروف ((الف با)) و كـلـمات معمولى تركیب یافته به قدرى كلمات آن موزون است ومعانى بزرگى در بردارد, كه در اعماق دل و جان انسان نفوذ مى كند, روح را مملو از اعجاب و تحسین مى سازد, و افكار و عقول را در برابرخود وادار به تعظیم مى نماید.
درست همانطور كه خداوند بزرگ از خاك , موجوداتى همچون انسان , با آن ساختمان شگفت انگیز, و انواع پرندگان زیبا, و جانداران متنوع , و گیاهان و گلهاى رنگارنگ , مى آفریند و ما از آن كاسه و كـوزه و مـانـند آن مى سازیم , همچنین خداونداز حروف الفبا و كلمات معمولى ,مطالب ومعانى بـلـنـد را درقـالـب الـفـاظ زیـبـا وكـلـمات موزون ریخته و اسلوب خاصى در آن بكار برده , آرى همین حروف دراختیار انسانهانیز هست ولى توانائى ندارند كه تركیبها وجمله بندیهائى بسان قرآن ابداع كنند.

عصر طلائى ادبیات عرب :.

عصر جاهلیت یك عصر طلائى از نظر ادبیات بود, همان اعراب بادیه نشین ,همان پابرهنه ها با تمام مـحرومیتهاى اقتصادى و اجتماعى دلهائى سرشار از ذوق ادبى و سخن سنجى داشتند, عربها در زمـان جـاهـلیت یك بازار بزرگ سال به نام ((بازار عكاظ)) داشتند كه در عین حال یك ((مجمع مـهـم ادبـى )) و كـنـگـره سـیاسى وقضائى نیز محسوب مى شد در این بازار علاوه بر فعالیتهاى اقـتـصـادى عـالـیترین نمونه هاى نظم و نثر عربى از طرف شعرا و سخنسرایان توانا در این كنگره عـرضـه مـى گردید, و بهترین آنها به عنوان ((شعر سال )) انتخاب مى شد, و البته موفقیت دراین مسابقه بزرگ ادبى افتخار بزرگى براى سراینده آن شعر و قبیله اش بود.
در چـنـیـن عصرى قرآن آنها را دعوت به مقابله به مثل كرد و همه از آوردن مانند آن اظهار عجز كـردنـد, و در بـرابر آن زانو زدند, گواه زنده این تفسیر حدیثى است كه از امام سجاد (ع ) رسیده آنـجـا كـه مـى فـرماید: ((قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است , آن را خـودش ساخته و به خدا نسبت داده است , خداوند به آنها اعلام فرمود: ((الم ذلك الكتاب )) یعنى : اى مـحـمد! كتابى كه برتو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعه (الف لام ـ میم ) و مانند آن است كه همان حروف الفباى شما است .
(آیـه 2) ـ بـعـد از بـیان حروف مقطعه , قرآن اشاره به عظمت این كتاب آسمانى كرده مى گوید: ((ایـن هـمان كتاب با عظمت است كه هیچ گونه تردید در آن وجود ندارد))(ذلك الكتاب لاریب فیه ).
ایـنـكـه مى گوید هیچ گونه شك و تردید در آن وجود ندارد این یك ادعا نیست بلكه آنچنان آثار صـدق و عـظـمت و انسجام و استحكام و عمق معانى و شیرینى وفصاحت لغات و تعبیرات در آن نـمـایان است كه هرگونه وسوسه و شك را از خوددور مى كند جالب اینكه گذشت زمان نه تنها طـراوت آن را نـمـى كاهد بلكه هر قدرعلم به سوى تكامل پیش مى رود درخشش این آیات بیشتر مى شود, سپس در ادامه مى افزاید: این كتاب ((مایه هدایت پرهیزكاران است )) (هدى للمتقین ).

هدایت چیست ؟.

كلمه ((هدایت )) در قرآن به دو معنى بازگشت مى كند:
1ـ.
((هدایت تكوینى )).
و مـنظور از آن رهبرى موجودات به وسیله پروردگار زیر پوشش نظام آفرینش و قانونمندى هاى حساب شده جهان هستى است .
2ـ.
((هدایت تشریعى )).
كـه بـه وسیله پیامبران و كتابهاى آسمانى انجام مى گیرد و انسانها باتعلیم وتربیت آنها در مسیر تكامل پیش مى روند.

چرا هدایت قرآن ویژه پرهیزكاران است ؟.

مـسـلـمـا قـرآن براى هدایت همه جهانیان نازل شده , ولى چرا در آیه فوق هدایت قرآن مخصوص پـرهـیـزكـاران مـعـرفى گردیده ؟ علت آن این است كه تامرحله اى از تقوا در وجود انسان نباشد (مـرحله تسلیم در مقابل حق و پذیرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است ) محال است انسان از هـدایت كتابهاى آسمانى ودعوت انبیا بهره بگیرد ((زمین شوره زار هرگز سنبل برنیارد, اگر چه هـزاران مرتبه باران برآن ببارد)) سرزمین وجود انسانى نیز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود, بذر هدایت را نمى پذیرد, و لذا خداوند مى فرماید: ((قرآن هادى و راهنماى متقیان است )).
(آیه 3)ـ.

آثار تقوا در روح و جسم انسان !.

قـرآن در آغـاز ایـن سـوره , مـردم را در ارتباط با برنامه وآئین اسلام به سه گروه متفاوت تقسیم مى كند: 1ـ((متقین )) (پرهیزكاران ) كه اسلام را در تمام ابعادش پذیراگشته اند 2ـ ((كافران )) كه در نـقـطـه مـقـابـل گروه اول قرار گرفته و به كفر خود معترفند 3ـ((منافقان )) كه داراى دو چـهـره انـد, با مسلمانان ظاهرا مسلمان و با گروه مخالف ,مخالف اسلامند, البته چهره اصلى آنها هـمان چهره كفر است , بدون شك زیان این گروه براى اسلام بیش از گروه دوم است و به همین سبب قرآن با آنها برخوردشدیدترى دارد.
درایـن آیـه سخن از گروه اول است , ویژگیهاى آنها را از نظر ایمان و عمل درپنج عنوان مطرح مى كند,.

1ـ.

ایمان به غیب :
نخست مى گوید: ((آنها كسانى هستند كه ایمان به غیب دارند)) (الذین یؤمنون بالغیب ).
((غیب و شهود)) دو نقطه مقابل یكدیگرند, عالم شهود عالم محسوسات است , وجهان غیب , ماورا حـس , زیـرا ((غـیـب )) در لـغـت بـمعنى چیزى است كه پوشیده و پنهان است و چون عالم ماورا مـحـسـوسـات از حس ما پوشیده است به آن غیب گفته مى شود, ایمان به غیب درست نخستین نقطه اى است كه مؤمنان را ازغیرآنها جدا مى سازد و پیروان ادیان آسمانى را در برابر منكران خدا و وحى وقیامت قرار مى دهد و به همین دلیل نخستین ویژگى پرهیزكاران ایمان به غیب ذكرشده است .

منبع:www.aviny.com

نویسندگان

صفحات جانبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ال یس

ترانه"تو آمدی"از سامی یوسف

لوگو لوگو

Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی


www.shereno.com *** شما کجایید؟ *** اخبار روز از سایت خبری تابناک
p align="center">جادوی کلمات

رتبه سنج

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


بنر

آل یاسین

<فیلم>