تبلیغات
خوشه ای بهار - تجدد خواهی؟!!!

خوشه ای بهار

روز موعود آن چنان هم دور نیست...

چهارشنبه 17 فروردین 1390

تجدد خواهی؟!!!

نویسنده: سینا   طبقه بندی: اعتقادی، عمومی، 

بسم الله الرحمن الرحیم

تا بود چنین بود كه زندگی بر روی چرخ خود میچرخید ومی چرخید.هرچیز جای خود را داشت وهركسی شان ومقام خودرا.بزرگی بود،كوچكی بود،باسوادی بود وبیسوادی واحترامی بود واكرامی.خلاصه خیلی چیزها تكلیف روشنی داشت.هركسی میدانستكه چه كند تا به بزرگی وبزرگ منشی برسدوچه كند تا كوچك وخوار بماند.

این وضع بود تا اینكه سروكله چیزی به نام تجدد وتمدن نوجویی پیدا شد.اول از همه تجدد وتمدن شد یك لفظ ویك اصطلاح وافتاد تودهن مردم.منشا آن هم شد فرنگ یا همان غرب خودمان.

بعد از مدتی كه این لفظ گنگ ومبهم در میان مردم آمد دهن به دهن چرخید بدون اینكه معنی مشخصی به خود بگیرد تبدیل شد به یك اصل مسلم كه كسی جرات ستیز با آن را نداشت.تجدد شد اصل اصیل زندگی مردم.هركسی كه خواست بگوید من كسی هستم وبرای خود دبدبه وكبكبه ای دارم با كاروان تجدد همراه شد وخود را از ملت دیوانه كور وكچل زمانش دور كرد.هركسی میخواست دیگری را تحقیر كند،علم تجدد وتمدن برداشت وبا چماق عقب ماندگی وفناتیك وامل بودن وصد اصطلاح مشابه آن بر سردیگران كوبید.كسی دیگر جرات مخالفت با چنین جریان قدرتمندی را نداشت.چه كسی میتوانست درمقابل نوجویی ونوآوری و تجددخواهی وتمدن جویی بایستد؟

برای مثال اگر كسی عطر متعفنی را به خود میزد،كسی حق نداشت از بوی بد آن شكایتی كند زیرا بلافاصله متهم به نفهمی ونادانی می شد.به او میگفتند كه این عطر فلان مارك است وتو چه میدانی كه چیست؛توهمان بهتر كه به بوی گاو وگوساله وپهن معطر شوی.اگر كسی به طور رسمی به فسادوفحشا روی می آورد كسی حق نفس كشیدن نداشت زیرا در این دنیا نام آن فساد نیست ؛نامش تمدن است،نامش تجدد است یك نوع آزادی است وچه وچه.

چه بگویم كه جو گرفتگی بد دردی است.اگر جامعه ای جو گرفته شود؛روز در نظرش شب و شب روز میشود.اگر كسی جو گیر شود چشم وگوشش كور وكر میشود وزیر سایه آن همه را نفهم وخودش را اول فرد عالم میداند.خدا عقول مارا از مصیبت جو گرفتگی در امن بدارد!

در این جو وفضا بود كه دیگر كسی جرات اعتراض به كسی را نداشت.اگ رمادر به دخترش میگفت ای رفتار زشت واین رفتار درست است دختر بلافاصله چماق تمدن وتجدد برمیداشت وبرسرمادر میكوفت كه شما مال عهد شمرید،الان دیگر همه چنین میكنند كه من میكنم؛تو عقب ماندهای كه این چیز ها را نمیفهمی!

اگر كسی در جمع صدای خر وسگ وهرحیوانی را در می آورد؛اگر كسی دستمال از جیبش در می آورد ودر مقابل همه در آن فین میكرد؛كسی حق چپ نگاه كردن به او را نداشت زیرا این خود نشانه ای از آزاداندیشی بود.

خلاصه آنكه تجدد وتمدن شده بود اكسیری كه اگر آن را روی سنگ میگذاشتی ؛آبش میكرد.شده بود كیمیایی كه اگر بر پشكل میگذاشتی؛آن را تبدیل به طلا میكرد.شده بود عصای موسی و معجزه میكرد؛دریا میشکافت؛مرده زنده میكرد وبلكه بالاتر از عصای موسی این بار اژدهایی شده بود كه عصای موسی را نیز قورت میداد.

دیگر شخن گفتن از معجزات پیامبران در مقابل این دو اصطلاح ننگ وعار بود؛اصلا دروغ بود وخیال پردازی.تجدد چنان در ذهن برخی ها رسوخ كرده بود كه چنین می پنداشتند هرچیزی متعلق به خودمان است وریشه در فرهنگمان دارد بوی عقب ماندگی دارد تا جایی كه بعضی از روشنفكرها وقتی به مستراح میرفتند؛برای نشان دادن تجددخواهیشان اول آفتابه را بیرون میگذاشتند تا نشان دهند تا چه حدمتمدند.این افتابه نشان میداد كه یك روشن فكر درون توالت است!

این جو وفضا از اواخر دوره قاجاریه-زمان ناصرالدین شاه-آغاز شد ودر زمان پهلوی اول ودوم به اوج خود رسید.این جو چنان بر فضای كشور حاكم شده بود كه كسی نیتوانست خارج از آن جو فكر كندوحرف بزند.همه تلاش میكردند به هر تحفه ای كه به بازار اجتماع می آورند رنگ ولعابی ازتجدد وتمدن بزنند؛حتی كسانی كه از دین سخن میگفتند می كوشیدند با همراه كردن حرفهایشان با چند اصطلاح فرنگی یا نقل قول از این دانشمند و آن دانشمند بر درستی حرف خدا وپیغمبر هم سند فرنگی بیاورند.این پیغمبرنبود كه باید سخنان دیگران به استناد نگاه او تایید میشد بلكه حرف های پیغمبر زمانی درست بود كه افرادی چون دیل گارنگی،موریس مترلینگ؛كارل گوستاویونگ و...آن را تایید میكردن.حرف كسی كه نام فرنگی داشت بدون برو و برگشت درست وحق بود.این حرف تقی ونقی وعلی وجعفر نبود كه تا گفته شود بلافاصله با پز روشنفكری روبرو شود،نام فنگی جیمزوادوارد وآبراهام و امثال این ها بود كه در درستی دیدگاهشان سرسوزنی نمی شد شك كرد.

چنین شد كه تجدد خواهی چنان بر فضای فكری آدم ایرانی سایه انداخت كه دیگر اجازه نداد در فضایی غیر از آن فكر كند ونفس بكشد.هر روشن فكری روشنی وفكر را درتمدن غرب دید.ایران واسلام را حقیر یافت واز این كه حرف آنها را بزند احساس حقارت كردوچنین شد كه تفكرتعطیل و غرب وغربی شد مدروز،شما عزیزان در آن زمان نبودید كه ببینیدبرسرمتفكرودانشمند ایرانی چه آمدونبودید تا شاهد ازخود بیگانگی در همه رفتارهای متجددان و متمدنان آن روز باشید.

این وضع بود تا آن كه زنده دلانی به تدریج از فضای یخ زده آن روز سر درآوردند ومانند گلها وسبزه های بهاری یكی پس ازدیگری جوانه زدند وسر از خاك مرده برآوردند.مراد همه آنان پیر خمین بود.نفس او بود كه این خاك مرده را گرم كرد وجوانه های زندگی را به رویش درآورد.ایران دوباره زنده شدو زیر سایه مكتب اسلام كشید و این بار با شعار علم ،آزادی،پیشرفت و استقلال راهی نو را درپیش گرفت..بادم مسیحایی روح الله(ره)جوانان به جای تقلید از بیگانه به شناخت خود روی آوردند ،خود را باور كردند وكوشیدندوتوكل به خدا كردند واز شیطان نهراسیدندوبسیار چیزها پیش آمد كه در جریان آنها جوان ایرانی احساس بودن كرد،احساس پرواز تا ملكوت.

بعد از آن بیداری به سراندیشه تجددخواهی وازخود بیگانگی چه آمد؟به راستی آیا آن فضای تقلید از بیگانه،آن جوخودرا حقیر دانستن وغربی راآقا وسرورشمردن و جو وفضای زندگی را در فرهنگ غربی جستن ازبین رفت وریشه کن شد؟آیا ازآن جز یاد ونامی باقی نماند؟باید گفت که نه،آن جو مانند بیماری هایی که به شکل پنهان به زندگی خود ادامه میدهند،به وجود خود ادامه داد واکنون نیز وجود دارد.

آن بیماری هنوز عده ای ازما رامبتلا میکند بدون اینکه به روشنی بدانیم اسیر چه میکروبی هستیم زندگی حقیقی ما رااز ما میگیرد.

دکترعلی اصغراحمدی

نویسندگان

صفحات جانبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ال یس

ترانه"تو آمدی"از سامی یوسف

لوگو لوگو

Boycott israeli goods ,تحریم کالاهای صهیونیستی


www.shereno.com *** شما کجایید؟ *** اخبار روز از سایت خبری تابناک
p align="center">جادوی کلمات

رتبه سنج

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


بنر

آل یاسین

<فیلم>